SifTal

SifTal

در جستجوی درمانی برای اینجور زندگی کردن...

شاید ما بهانه هایی برای هم بودیم. شاید هم در تمام آن مدت او تنها بهانه ای بود، برای اینکه می خواستم، چیزی باشد به آن نام. حسی باشد با آن طعم! من هم یک انسانم آخر! یعنی نمی فهمم که گاهی ذهنم، حتی خودم را، گول می زند. در اوج لمسِ یک حس جدید! و در ادامه اش، خواستن اینکه تکرار شود. دلایل زیادی هست، الکی نیست و هست! نیست چون باید تجربه کنی و بزرگتر شوی، خودت را بیشتر بشناسی و حباب احساس و افکارت بزرگتر شود ولی الکی هست چون باید ازش سریع بگذری. خب در هر حال، زندگی هرگز مرتب و تمیز نیست و من می خواستمت، برای بعد و بعدتر و یا برای همیشه؟!! 

وقتی برگشتی گفتی:" آدمها برای این نیستند که برای همیشه کنارِ هم بمانند. اگرچه این روزا که فکر می کردم چند سال دیگه نمی بینمت، غصه می خوردم!" اولین بار بود که چنین جمله ای رو می شنیدم، هرگز این شکلی بهش فکر نکرده بودم. ما قرار نیست برای همیشه کنار هم بمونیم؟! هر کسی می تواند موقتی با کسی مسیر شود ولی در نهایت همه تنها هستیم؟! 

  

برا همین نشستم و همه ی واقعیت ها را نوشتم، دوباره خواندم تا مطمئن شوم، دروغ نگفته ام، تا مطمئن شوم دنیای خیالی ام را با تو درنیامیخته ام... تفاوتی بین  واقعیت و رویا هست، که علاقه و جنون را جدا می کند. تفاوتی که به من فهموند: اصلی در واقعیت هست که "همیشه" را پس می زند و می گوید همانجا در رویا ها بمان! و همان هم بود که مرا میخ کوب کرد. و متاسفانه من اون موقع نمی دونستم ولی الان می دانم آن اصل چیست... .

  

ما حتی وقتی عاشق می شویم باز هم برای خودمان زندگی می کنیم. و برای هم زنده بودن در هیچ چیز لحظه ای  به جز اینها وجود ندارد، لحظه هایی که ما دستِ هم رو می گیریم تا همدیگرو بلند کنیم، وقتی زیبایی همدیگر را می شناسیم، احساس همدیگر را کشف می کنیم، فکر هم را وسعت می بخشیم و یا روحیه ی هم را رنگارنگ می کنیم. فقط در این لحظه هاست که ما برای هم زنده هستیم و چقدر هم دوست داریم که زنده باشیم! اما بقیه وقتها، اگرچه کنار هم باشیم، دستهایمان یکدیگر را لمس کند،  تعداد نفسهایمان بیشتر شود و قلبمان محکمتر بتپد. حرفهای هم رو بشنویم. و یا حتی با هم گریه کنیم یا بخندیم. لزوما ما برای هم زنده نیستیم و حتی اگر مثلا بگوییم "برای همیشه دوستت دارم و تا تهش پیشت می مانم" یا دنبالش بگردیم. همیشه ای که در عمق رویاهایمان سرک می کشد و با شکستن پایه ی امید، یهو رو سر آدم خراب می شود و له می کند و می سوزاند. این همیشه ی رویایی، هیچ فایده ای ندارد. اصلا معنی ندارد وقتی "زنده بودن"، لحظه ای در این "برای همیشه" پیدا نشود.

   

ببین خیلی وقتها فکر می کنم، من هیچ وقت آنقدر ها عاشق نشده ام ولی کمی عاشق شدم!! من هیچ وقت نخواستم برای کسی آنقدرها زنده باشم. و با اینکه از خودم می پرسیدم؟

و سیف راستش را بگو چند درصد وقتت را می خواستی برایش، زنده باشی؟

و چقد تحمل داری که برای کسی زنده باشی؟

و چقد توان این رو داشتی که یاد بگیری برایش زنده باشی؟

اصلا می دانی زنده بودن، یعنی چه؟

قول بده که یادت می ماند کنار هم بودن، به معنی برای هم زنده بودن نیست!

 

 

ولی راستش از همون لحظه ای که تجربه های جذاب، خیلی سریع در آتیشی از هیجان تصورات، و با  خاشاکِ زمان سوخت و ناامیدانه خاکستر شد و شلاق وار پخش شد روی صورتم، تا همین امروز که چشمهایم هنوز از خاطرات شبه وار باقی مونده قرمز است... می خواستم بگم عشق ته ته اش! چه زیاد باشد چه کم! چه قوی و چه ضعیف! فقط بهونه هست؟مانند خیلی از حس های دیگر ... مانند نفرت مانند درد و ... . و ما بهانه هایی برای هم هستیم که زندگی کنیم. بهانه هایی واقعی ولی موقتی که بخواهیم برایشان صرفا زندگی کنیم. و هر کس حس اش را در روش زندگی کردن اش نشان می دهد.

روش های زندگی ای که به دلیل دوست داشتن درک می کنیم و کارهایی که فقط به خاطر دوست داشتن کسی انجام می دهیم و احساسات عمیقی که به واسطه اش درک می کنیم. اینها اصلا کم نیستند.  خب بیراهه نیست که می گویند خیلی وقتها قوی ترین دین همان دوست داشتن جنون وار کسی است. وقتی که دوست داشتن و رویا ساختن و قربانی کردن و ادامه دادن خیلی قوی می شود که آدم حاضر است هر کاری انجام دهد تا بهانه ی زندگی اش را از دست ندهد.  همه اش خیلی ساده به نظر می رسد ولی می تواند آنقدر قوی باشد که تا ته وجودت ریشه پیدا کند و می تواند تو را بزرگتر کند و یا از عمق وجودت بسوزاند و در عین حال همه اش بهانه است!

  و در مورد تو عزیزم. ما فقط  بهونه هایی کوچیک و موقتی برای هم بودیم. الان دیگر هیچ فرقی ندارد. دوستی همیشه همین جوری هست. آدمهایی می آیند و برای همیشه تغییرت می دهند ولی خودشان نباید بمانند. چون ما همیشه به بهانه نیاز داریم. اما نه به بهونه ی همیشگی!

  • Sif Tal

نظرات (۲)

من میخونم، سکوتمو ببخش...

پاسخ:
منم خیلی وقتا ساکت می خونم. اوکیه :)
  • لیلا مجیدی
  • منم میخونم فقط این روزا سیف ...
    پاسخ:
    مرسی :)
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">